X
تبلیغات
وب سایت نمایش نامه - نمايشنامه هايي سرشار از تحرك و پويايي - چه نمايشنامه هايي براي كودكان بنويسيم؟

نمايشنامه هايي سرشار از تحرك و پويايي - چه نمايشنامه هايي براي كودكان بنويسيم؟

نويسنده: منوچهر اكبرلو

پس از سال ها كار درحوزه تئاتر كودك و نوجوان، هنوز اين سوال برايم مطرح است كه: «مطمئني اين موضوع براي كودكان مناسب است؟»، چه اين كه در بسياري از سالن ها، اجراي نمايشنامه هاي كودك و نوجواني را ديده ام كه بسيار متضاد با آنچه من بر آن اعتقاد دارم بوده اند، اما در نوشتن نمايشنامه براي كودك نبايد تنها به آنچه از دلت برمي آيد توجه كني، بلكه بايد بيش از آن به مقتضيات سن مخاطبان دقت كرد. چه اين كه بارها و بارها دلم مي خواسته چيزهايي را مطرح كنم كه مي دانستم هيچ كدام از آنها براي كودكان ضرري ندارند، اما وقتي فكر كردم، ديدم سودمند نخواهند بود، پس خطشان زده ام.
    اما براي بچه ها بايد چه نمايشنامه هايي نوشت؟ براي پيشبرد اين بحث، فرض را بر اين مي گذاريم كه والدين حق دارند درخصوص آنچه كودكانشان بايد تماشا كنند، تصميم بگيرند. اين نكته را گفتم، چون متوجه شده ام كه بسياري از والدين، به طور دقيق نمي دانند ديدن چه تئاتري براي كودكشان مناسب است يا نيست و ذهنيت روشني درباره اين جريان ندارند. به هر حال، با وجود اين فرض به عنوان يك علاقه مند حوزه كودك من مسووليت خود مي دانم سعي كنم به بزرگ ترها درخصوص چگونگي برخورد ذهن كودكانشان با تئاتر چيزهايي آموزش بدهم و مطالبي را در مورد هنرهاي نمايشي و امكاناتي كه براي رشد ذهني، شادي و پويايي كودكان و نوجوانانشان مفيد است بگويم. از نظر من، نمايشنامه خوب و مقتضي سن تماشاگر و مخاطب كودك و نوجوان چنين ويژگي هايي را دارد: درباره كودكان و كودكي يا راجع به موضوعاتي است كه به شكلي منطقي به كودك و نوجوان مي پردازد و با واژه هايي نظير «صداقت» سر و كار دارد و در نهايت سعي مي كند به مخاطب احترام بگذارد. همچنين بايد با تماشاگر كودك تعامل داشته و براي او جذاب باشد تا اين دسته از تماشاگران از نظر احساسي و عقلي با نمايش درگير و براي ديدن ادامه آن تحريك شوند. نمايشنامه براي كودكان و نوجوانان بايد سرشار از تحرك بصري باشد.
    با ذكر اين نكته مطلب را ادامه مي دهيم كه جز بخش ويژه تئاتر درباره كودك، همواره تئاتر كودك، براي كودك است. نمي خواهم بگويم كه هر نمايشنامه كودكي بايد يك قهرمان كودك داشته باشد اگرچه بسياري از بهترين نمايشنامه هاي تئاتر كودك و نوجوان اين ويژگي را دارا بوده اند اما يك تئاتر خوب كودك و نوجوان بايد به مسائل و چيزهايي بپردازد كه طرح آنها براي كودكان مهم است: رشد يعني چه؟ چرا مردم با هم فرق مي كنند و اين موضوع چه معنايي براي من دارد؟ من چطور مي توانم سرنوشتم را به دست بگيرم؟ چرا دستورات مادر و پدر و... مهم هستند؟ چرا جسم من تغيير مي كند؟ عدالت چيست و چرا همه مي گويند زندگي عادلانه پيش نمي رود؟ اينها از آن دسته پرسش هايي هستند كه براي بچه ها مهم اند و نمايشنامه اي كه به اين پرسش ها پاسخ مي دهد يا پرسش هايي نظير اين را مطرح مي كند، براي كودكان مناسب است.
    بسياري از نمايشنامه نويس ها در دنياي كودك يا در فضاي ذهن يك كودك مي نويسند. اين مساله بسيار اهميت دارد. نمايشنامه نويسي كه نتواند چيزهايي را از دوران كودكي اش به ياد بياورد و اين دنيا را خوب نفهمد، بي شك نمي تواند نويسنده خوبي براي كودكان باشد و به طور قطع راحت ترين كار براي خلق يك دنياي كودكانه، داشتن يك قهرمان كودك است.
    نمايشنامه هاي سنتي بچه ها، نسخه هاي بازسازي شده داستان هاي پريان هستند و بسياري از داستان هاي پريان يك قهرمان كودك داشته اند. به عنوان مثال نوجواني كه در راه پيمودن مسيري براي حل مشكلي رو به سمت بلوغ جسمي و فكري قرار دارد.
    برخي نويسندگان موفق، كساني هستند كه درباره داستان زندگي يك كودك واقعي يا مسائل واقعي كه در زندگي كودكان اتفاق مي افتد، نوشته اند. در اين صورت اين امكان براي شما به وجود مي آيد كه داستان يا نمايشنامه اي براي كودكان بنويسيد در حالي كه شخصيت اولتان كودك نيست. به عنوان مثال روايت داستان هاي تاريخي به اين شكل نيست. اگرچه كمتر پيش آمده است كه در ادبيات و تئاتر كودك و نوجوان، كسي خودخواسته به تاريخ بپردازد.
    اما بيشتر كارگردانان و نويسندگاني كه به اين مقوله پرداخته اند، سعي در بازسازي و بازخواني داستان يا واقعه تاريخي براي كودكان داشته اند؛ يعني همان كاري كه ديگر كارگردانان و نويسندگان براي بزرگسالان انجام مي دهند.
    علاوه بر اين كه موضوع نمايشنامه مي تواند براي بچه ها جذاب باشد، بايد به اين نكته هم توجه كرد كه موضوع نمايشنامه در مورد كودكي و رفتار صادقانه باشد. شايد تمام داستان هاي كودكان بايد پاياني خوش داشته باشند، اما نبايد حقيقت يك قصه را پنهان كرد و چه بهتر كه اين حقيقت در طول يك نمايشنامه كودكان، به زبان آنها و در دنياي آنها تصوير شود. به عنوان مثال در يك نمايشنامه والدين كودك قهرمان داستان با وجود تلاش هاي او براي ادامه زندگي مشترك، طلاق مي گيرند. آيا نمايشنامه نويسان ما جسارت پرداختن به چنين موضوعي را دارند؟! بايد توجه داشت كه كودكان نادان نيستند. آيا نمي شد براي اين داستان پايان ديگري در نظر گرفت و اگر مي توان براي آن چنين پاياني را فرض كرد، نبايد پرداخت خوبي داشته باشد؟ در زندگي واقعي بسياري از كودكان هر روز با حقيقت مواجه مي شوند. شخصيت ها و كاراكترها در تئاتري كه صادقانه روي سن مي رود، به صورت معجزه آسا و ناگهاني تغيير رفتار نمي دهند. بچه ها هم اين تغيير ناگهاني را باور نمي كنند. همان طور كه هنسل و گرتل مهرباني و رفتار خوب ناگهاني جادوگر قصه را باور نكردند. از سويي ديگر، تئاتر خوب كودكان، تئاتري است كه در آن شخصيت ها پرورش پيدا كنند، اما اين تغيير بايد صادقانه صورت پذيرد.
    نمايشنامه خوب براي كودكان و نوجوانان، نمايشنامه اي است همراه با احترام. تئاتر بايد بچه ها را جدي بگيرد و به عنوان افرادي بسيار باهوش تر از آدم بزرگ هاي نادان با آنها برخورد كند. اين نوع سرگرمي ها باعث مي شوند تا بچه ها با شيوه لطيفه گفتن و شوخي هاي محترمانه آشنا شوند. اگر چه تاثيرات بد خاص خود را هم دارد. به طور مثال تلفظ هايي از كلمات كه در نمايش گفته مي شود و كودك همان تلفظ اشتباه و مسخره را كه مقطعي و براي گرفتن خنده بوده است ياد مي گيرد، اما ما به آن نوع شوخي و خنده اي اشاره داريم كه علاوه بر خنديدن، كودكان را در نهايت به اين فكر فرو مي برد كه آدم بزرگ ها هم مي توانند رفتار احمقانه اي داشته باشند و مورد تمسخر كودكان قرار گيرند. براي من هميشه ديدن تئاترهايي كه كودكان در بين اجراي آن مدام مي خندند و در فكرشان مي گويند: اين آدم چقدر خنگ است؟ جالب بوده است. آن طور كه من فهميده ام، زماني كه چنين لطيفه اي روي سن اجرا مي شود، تنها دو چيز مي تواند براي بچه ها در مقام مخاطب اتفاق بيفتد. اگر منظور آن را متوجه شود، احساس مي كند به طور حتم از كودكي كه روي سن مشغول بازي كردن است، باهوش تر است يا اين طور فكر مي كند كه نمايشنامه نويس، بچه ها را دست كم فرض كرده و فكر مي كرده آنها احمق هستند؛ حالااگر لطيفه را متوجه نشود، چه مي كند؟ نكته اينجاست كه لطيفه بايد طبق سن و سال بچه ها تعريف شود، يعني چيزهاي خنده داري كه مي توانند در دنياي كودكي اتفاق بيفتند.
    از سوي ديگر، احترام به كودكان به اين معني است كه در نمايشنامه هايي كه براي آنها مي نويسيم به مسائلي كه دليلي براي مطرح كردن آنها وجود ندارد، نپردازيم. همان طور كه پيش از اين گفتم، سرگرمي كودكان بايد باعث شود آنها به فكر فرو بروند و با اثر تعامل داشته باشند تا آنجا كه از آن چيزهايي را ياد بگيرند تعامل هم هيچ ربطي به كف زدن بچه ها در زمان پخش آهنگ ندارد! من درخصوص موقعيت حرف مي زنم و البته به طور خاص در مورد مسائل خنده دار؛ يعني مسائلي كه كودكان ناخواسته دوست دارند آنها را داشته باشند.


دسته بندی : مقالات نمایش نامه نویسی


آخرین مطالب

» نفرین کله‌پوکی در غیرآمریکایی‌ترین اثر نیل سایمون ( یکشنبه 17 فروردین1393 )
» نمایشنامه «من زنده‌ام» در آستانه چاپ ( شنبه 17 اسفند1392 )
» نگارش نمایشنامه «تکه‌های سنگین سرب» درباره زندگی شهید چمران ( شنبه 17 اسفند1392 )
» اثر دیگری از فرانسواز ساگان منتشر شد ( یکشنبه 4 اسفند1392 )
» چهارمین انتشار «یرما» با ترجمه صابری و رویایی ( جمعه 2 اسفند1392 )
» «هاروی» و «دراماتورژی چیست؟» منتشر می‌شوند ( پنجشنبه 24 بهمن1392 )
» زاهدی: جریان ادبی کشور؛ نمایش‌نامه نویسی را به رسمیت نشناخته است ( دوشنبه 21 بهمن1392 )
» ترجمه روان از تاویل‌پذیرترین نمایشنامه نابغه دیوانه ( دوشنبه 23 دی1392 )
» نمایشنامه سلطان مار - نوشته بهرام بیضایی ( یکشنبه 22 دی1392 )
» توجه به تحلیل ساختاری و محتوایی نمایشنامه دینی؛ توفیق در طراحی هنری آن ( یکشنبه 22 دی1392 )
» مجموعه نمایشنامه «در همین نزدیکی» بازچاپ شد ( جمعه 6 دی1392 )
» مروری بر آثار بهرام بیضایی به مناسبت سالگرد تولدش ( پنجشنبه 5 دی1392 )